« بنام روزگاری که بر خلاف آرزوهایم گذشت »
« بنام روزگاری که بر خلاف آرزوهایم گذشت »
زندگی :
بر اجبار به دنیا می آئیم ، با تعجب زندگی می کنیم و با هزاران آرزو می میریم این است تجربه زندگی ولی باید طوری زیست همانند اولین شکوفه بهاری .
زندگی را دوست داشته باش و به آن عشق بورز چرا که عشق بهانه زندگیست زندگی پوچ و تو خالیست .
تو را در مسیر زندگی رها نمی کنم و تو را به دست باد نمی سپارم که سخت است و خشن ترا به نسیم نمی سپارم که آرام است و ناتوان ترا به شاخه های گل نمی سپارم که مست است و عمرش کوتاه ترا به شبنم سحرگاه نمی سپارم که اشکی می شود بر گونه های عاشق در غروب تنهایی آفتاب ترا ای رهگذر به چشمان شاد پرستو هنگام باز گشت نمی سپارم ترا می سپارم به آینه ایی که پاک بمانی ترا می سپارم به خالقت که نهگدار آینه پاک قلبت باشد ، دست روزگار نتواند آینه پاک قلبت را بشکند .

