تبليغاتX
مادر

« بنام روزگاری که بر خلاف آرزوهایم گذشت »

« بنام روزگاری که بر خلاف آرزوهایم گذشت »

 

زندگی :

بر اجبار به دنیا می آئیم ، با تعجب زندگی می کنیم و با هزاران آرزو می میریم این است تجربه زندگی ولی باید طوری زیست همانند اولین شکوفه بهاری .

زندگی را دوست داشته باش و به آن عشق بورز چرا که عشق بهانه زندگیست زندگی پوچ و تو خالیست .

تو را در مسیر زندگی رها نمی کنم و تو را به دست باد نمی سپارم که سخت است و خشن ترا به نسیم نمی سپارم که آرام است و ناتوان ترا به شاخه های گل نمی سپارم که مست است و عمرش کوتاه ترا به شبنم سحرگاه نمی سپارم که اشکی می شود بر گونه های عاشق در غروب تنهایی آفتاب ترا ای رهگذر به چشمان شاد پرستو هنگام باز گشت نمی سپارم ترا می سپارم به آینه ایی که پاک بمانی ترا می سپارم به خالقت که نهگدار آینه پاک قلبت باشد ، دست روزگار نتواند آینه پاک قلبت را بشکند .

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 12:5 توسط کیومرث |

تولد حضرت فاطمه ، روز مادر و روز زن مبارک باد.

 

 

my mother i love you and i need you,even tough 

i love you and i need you,even tough 

i may at times have made you tear your hair 

i set myself apart,bet even so 

your presence and your loves are always there 

you are my jail cell and ten-ton door 

that keeps me from just being who i am 

and so i pound the walls and go to war 

ramming all the rules that i can ram 

yet though i mast rebel,all the while 

i know your love,s the ground on wich i stand 

i wait upon the flash of your pround smile,my mother 

and twist inside at every reprimand 

i,m sorry for the times i,ve caused you pain 

after these brief storms,love will remain 

مادر دوستت دارم وتا ابد به تو محتاجم 

تا ابد دوستت دارم وبه تو محتاجم 

وهمین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر شود 

خودم را از تو دور کرده ام،با این وجود توجه وعشق تو هنوز در دلم برپاست 

تو مامن وسرپناه من هستی 

که مرا از گزندها وآسیب ها حفظ می کنی 

من از دیوارها می گذرم وپرواز می کنم 

و تمام کارهایی را که باید،انجام می دهم تا در پناه تو باشم 

شاید من یاغی وسرکش باشم 

اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستاده ام از عشق تو سرشار است 

من منتظر لبخند درخشان وپرغرور تو هستم،مادر 

لبخندی که هر گره ای را باز می کند 

برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متا سفم 

اما بعد از طوفان های کوچک 

این آرامش است که پا برجا خواهد ماند.

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:26 توسط کیومرث |

نیا ... گذشت !

 

 می آمدی کاش ...

 

در همین روزهایی که گذشت ،

 

             اینجا دلی می تپید به اشتیاق ، طوری که ...

 

- نه ، فکرش را هم نمی توانی بکنی -

 

        می تپید و امروز ...

                            

                                     امروز ...

 

 " دلی خودکشی کرد "

 

روزنامه که می خوانی هنوز ؟

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:33 توسط کیومرث |

نشاني مي خواهم ... خيلي ساده تر ! ( نمي فهمم ... )

 

                                  

                                    

 

 

دستم را بگير ...

 

كمكم كن ... مثل هميشه...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:26 توسط کیومرث |

سیب سبز

تو فقط صدا بزن........................خدا خودش بزرگ می شنوه!!!!!!

 

  پس یواش میگم!!

خدایا.................من................................................ آرامش می خوام!

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 17:47 توسط کیومرث |

سربازی

                        

به سربازی روم با کوله پشتی به دستم داده اند یک نان خشکی به سربازی روم 

 

بارم تنفگ است  اضافه بر تفنگ بیل و کلنگ است به خط کردن تراشیدم سرم

 

 را لباس نیروی انتظامی کردن تنم را لباس نیروی انتظامی رنگ سرزمین سبز

 

 است سزای هر جوان آخر همین است نگو دژخیمان بگو گرگ بیابان نگو

 

 زندان بگو  زندان ماران درختان زاهدان دانه کرده غم مادر مرا دیوانه کرد ه .  

                        

                                          

                 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 19:1 توسط کیومرث |

          

           

            

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 18:54 توسط کیومرث |

         
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 18:25 توسط کیومرث |

یادگاری از دوست عزیزم ،عاشق ناشناس ...

 نیلو فر من ..

  آخر چگونه می توانم لبخندهای زیبایت را فرموش کنم ؟؟

 دوازده بهار را بامن پروازی عاشقانه کردی . برایم امید ی بودی در نا امیدی هایم  ..

 برایم خورشیدی بودی در شب های تارم ..

 مگر نادیای تو دوستت نداشت ؟؟

 پس چگونه نیلو فر مرداب زندگیم شدی ؟؟

 امروز که به قاب عکس تو نگاه میکنم ، دیگر اشکی برایم نمانده تا غم هایم را شستشو

 دهم ..

 هردم که به خود فرو می روم ، هرگاه که خاطراتم را ورق می زنم ،

 این سیلابی از اشک است که به من می گوید منتظر نباش ..

 دیگر مرداب زندگیت نیلو فری ندارد و نیلوفر تو با خدا همبازی شده ..

                  

                                    

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 18:9 توسط کیومرث |

مبانی سخت افزاری کامپیوتر

 

Mouse

 

AGP

 

BIOS

 

CD

 

Cpu

 

Fdisk1

 

Graphic

 

Hard

 

Keyboard

 

laptop

 

mabani

 

mabani1

 

Modem1

 

 modem2

 

Monitor

 

Mother board

 

PC

 

PDA

 

Power &Case

 

printer ink

 

printer laser.pdf

 

Ram.pdf

 

Scanner.pdf

 

Sound card.pdf 

 

upgrade.pdf

 

win instal.pdf

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 15:40 توسط کیومرث |

** مادر دوستت دارم هنوز و تا هميشه **

هستی من از دعای مادر است . . .

غير از تو مادر كسي رو صدا نمي كنم ديگه گوشه چادرت رو رها نمي كنم ديگه ....

مادر كجاست دعات كه پشت و پناه من باشه 

چشم پر نور تو چراغ راه من باشه...  

تقديم به زيباترين گل دنيا مادر خوب و مهربونم:

چه زيباست به خاطر تو زيستن وبراي تو ماندن

و به پاي تو مردن و به پاي تو سوختن

وچه تلخ غم انگيز است دوراز تو بودن

وبدون خوشبختي زيستن براي تو گريستن

وبه عشق و دنياي تو نرسيدن . . .

اي كاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراتر از زندگياست

بدون تو و دور از دستهاي مهربان تو وبه دورازقلب حساست زندگي

چه تلخ و ناشكيباست مادر گل به گل

سنگ به سنگ اين ديار يادگاران تو اند

مادر نامت را بر آسمان نوشتم سرشار از زندگي شد

و آفتاب در برق چشمان مهربانت برخاك نشست

درياهاي بي قرار آرام گرفتند و چمنها سبز

شدند وهمه سروها راست قامت تر به احترام ايستادند .


مادر اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان

هستي من،وقت روييدنم باران مهرباني بودي كه سيرابم كند،

وقت پروريدنم آغوشي گرم كه بالنده ام سازد

وقت بيماري ام طبيبي بودي كه دردم را مي شناسد

ودرمانم مي كند وقت اندرزم حكيم آگاه كه به نرمي زنهارم دهد

وقت تعليمم معلمي خستگي ناپذيرو سخت كوش

كه حرف به حرف دانايي را درگوشم زمزمه مي كند

وقت ترديدم راهنمايي راه آشنا كه راه را از بيراهه نشانم دهد،

مادر تو شگفتي خلقتي

تو لبريز از عظمتي،

تو راسپاس مي گويم و مي ستايمت . . .

مادر! جزيره قلبت هنوز كشف نشده و هيچكس

نميدونه چه جوري دلتو بايد لرزوند...

جز آن كودكي كه تو را مادر ناميد





ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 17:33 توسط کیومرث |

مادر

 

               مادر ای پرواز نرم قاصدک

                                 مادر ای  معنای عشق شاهبرگ

     گونه هایت کاش مهتابی نبود

                                     تا دلم در بند بی تابی نبود

    ای تمام ناله هایت بی صدا

                            مادر ای زیباترین شعر خدا

+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 14:15 توسط کیومرث |

salam aziz

 

salam dostan khosh amadid

omid varam khosheton biyad

 من برايت دعا مي کنم که گلهاي وجود نازنينت هيچ گاه پژمرده نشوند ? براي شاپرکهاي باغچهء خانه ات دعا مي کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند من براي خورشيد آسمان زندگيت دعا مي کنم که هيچ گاه غروب نکند و بدان در آسمان زندگيم تو تنها خورشيدي پس برايم دعا کن ? دعا کن که خورشيد آسمان زندگيم هيچ گاه غروب نکند

 
 
 
اگه کسي رو دوست داشته باشي نمي توني تو چشماش زل بزني... نمي توني دوريش رو تحمل کني... نمي توني بهش بگي چقدر دوسش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري.. براي همين عاشقا ديوونه مي شن... ?) بزرگترين گناه:سکوت... بزرگترين شجاعت:بگويي دوستت دارم... بزرگترين سرمايه:دوست... بزرگترين اسرار:صداقت... بزرگترين افتخار:عاشق شدن... ?) کنم هر شب دعايي کز دلم بيرون رود مهرت... ولي آهسته مي گويم.. خدايا.. بي اثر باشد
 
اشك زن 

يک پسر کوچک از مادرش پرسيد:چرا گريه ميکني؟ مادرش گفت:چون من زن هستم. پسر بچه
گفت:من نمي‌فهمم. مادر گفت:تو هيچ‌گاه نخواهي فهميد. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد که
چرا مادر بي‌دليل گريه ميکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگويد:تمام زنان براي «هيچ چيز» گريه
ميکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نمي‌دانست که چرا زنها بي‌دليل
گريه ميکنند.
 
             
 مادر فدات
 
آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم
 
 يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
 
خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد

خواهان کسي باش که خواهان تو باشد
  
 
+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 13:37 توسط کیومرث |

عشق

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 20:23 توسط کیومرث |

زیباترین من

تماشايي ترين تصوير دنيا مي شوي گاهي

دلم مي پاشد از هم بس که زيبا مي شوي گاهي

حضور گاهگاهت بازي خورشيد با ابر است

که پنهان مي شوي گاهي و پيدا مي شوي گاهي

به ما تا مي رسي کج مي کني يکباره راهت را

ز ناچاريست گر هم صحبت ما مي شوي گاهي

دلت پاک است اما با تمام سادگيهايت

به قصد عاشق آزاري معما مي شوي گاهي

تو را از سرخي سيب غزلهايم گريزي نيست

تو هم مانند حوا زود اغوا مي شوي گاهي

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 20:18 توسط کیومرث |

خاطره

وقتی قراره عمره عشق سر برسه

بهتره قصه به آخر برسه

وقتی قراره عاشق من نباشی

بهتره دیگه اصلا نباشی

وقتی قراره عشق بشه یه خاطره

بهتره خاطره از یادم بره

وقتی آدم تو عاشقی بد بیاره

وقتی که هیچکسی رو دوست نداره

تو باید یاد بگیری که عشق چیه

تا بدونی عاشق و چشم برات کیه

 وای بر من که ندانستم از اول

روزی آید که دل آزار تو باشم

بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم

نه دورودی نه پیامی نه نشانی

ره خود گیرم و ره بر تو گشایم زآنکه تو نه آنی تو نه آنی

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 20:15 توسط کیومرث |

تحقیقات درسی دانشجویی

با عرض سلام خدمت تمام دوستان گرامی :

 

طبق وعده و قولی که داده بودم تحقیقات دانشجوئی رو براتون آماده کردم . امیدوارم مورد استفاده شما

 

 قرار بگیره .اگر تحقیق راجع به موضوع خاصی داشتید بهم  mail  بزنید .حتما در اسرع وقت براتون

 

 آماده میکنم و براتون میفرستم.به امید موفقیت در تمام  مراحل ترقی . . .

 

زندگینامه سعدی

آداب تلاوت قرآن

موتور های الکتریکی

 هواشناسی

ابوعلی سینا

احمد شاملو

اسامی و اوصاف قرآن

اضطراب چیست؟

امر به معروف و نهی از منکر

امیرکبیر

بیماریهای انگلی

پروین اعتصامی

پلاسما

توبه

حافظ شیرازی

زندگینامه سهراب سپهری

زندگینامه مدرس

سفره هفت سین

صنایع پتروشیمی

هوش مصنوعی

مهندسی عمران

لیزر

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 20:4 توسط کیومرث |

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 19:6 توسط کیومرث |

دوست

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 18:46 توسط کیومرث |

فقط توی مادر

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:18 توسط کیومرث |